دفتر یادداشت من

حرف خاصی برای زدن نداره

 
پیام های شبانه 37 ...
نویسنده : پری - ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

فقط تاریکی می داند

ماه چقدر روشن است

 فقط خاک می داند

دست های آب،چقدر مهربان.

معنی دقیق نان را

فقط آدم گرسنه می داند

فقط من می دانم

تو چقدر زیبایی!

 

( رسول یونان )


 
 
دشت سوخته ...
نویسنده : پری - ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

دشت سوخته بود، کبوتر جایی برای فرود آمدن نداشت. ناگهان چشم اش به شاخه ای افتاد و بی درنگ فرود آمد، اما شاخه ی زیر پایش سفت بود . نتوانست تعادلش را حفظ کند . خواست دوباره پرواز کند که دستی مانع اش شد و او را در چنگ گرفت. کبوتر روی لوله ی تفنگ شکارچی فرود آمده بود.

 

( احمق ما مرده ایم - رسول یونان )


 
 
گیریم ...
نویسنده : پری - ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

گیریم که باشد از خدایش خود را ...

این نیز طناب .... از کجایش خود را ... ؟

این شهر قطار هم ندارد حتی

تا این که به روی ریل هایش خود را ....

 

(جلیل صفربیگی)

 

* گفت : " نامرد در سیاهی فقدان مردیش را پنهان می کند" مال قدیما بود .... الان فریادش می زنن .... با سربلندی!!!


 
 
او ....
نویسنده : پری - ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

می دانی ..... ؟

به رویت نیاوردم!

از آن زمانی که به جای "تو" به من گفتی "شما" فهمیدم پای "او" در میان است!

(حسین پناهی)


 
 
سه طلاقه شده ام...
نویسنده : پری - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

سه طلاقه شده ام

به سومین پندار

و با مسأله دوهزار و بیست و یک از رساله عملیه

به همه اثاث سپهر

حرام ابدی!

(خوانساری)


 
 
چلچله چهل چلّه نشسته ....
نویسنده : پری - ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

چلچله چهل چلّه نشسته

دل به مترسک خوش رنگ جالیز داده بود

همان که دست دهقان برایش

گوش و دل نپیچیده بود !!!

 

( سیدعلی کاشفی خوانساری )


 
 
تنها می توانم ...
نویسنده : پری - ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

تنها می توانم منتظر فراموشی نهایی باشم، فراموشی ای که قادر است همه زندگی را یک جا بزداید!

 

( لوئیس بونوئل )


 
 
پیام های شبانه 36 ...
نویسنده : پری - ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

می اندیشیدم که گناه
تکرار تجربه هاست
و شیطان از دریچه ی صدف پوسیده یی سرک کشید و گفت :
خداوند ، اداره ی جهان را به انسان سپرده است!


( حسین پناهی )


 
 
← صفحه بعد